عکسهای زیبا

سلام

خدا را شاکر هستم که اجازه داد که من روزی دیگر در این جهان وجود داشته باشم

دوستان از همگی ممنونم که با نظرات خوبتان من را همراهی کردید

بالاخره امروز صبح کنکورم را دادم و راحت شدم

*****************************************

گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــد

و نـــــــــــه خنــــــــده

نــــــــه فریـــــــــاد آرامــت می کنــــــــد

و نـــــــه سکــــــــوت

آنجـــــاست کـــــه بـــا چشمانی خیس

رو بـــه آسمـــــان می کنی و می گویی

خدایــــــا

تنهـــــا تــــو را دارم

تنهـــــــایم مگـــــــذار

*****************************************

بهم میگن اینقدر از نا امیدی ننویس

از غم ها ننویس

از امید بنویس

از شادی ...

ولی چجوری وقتی غم ها تنها همدم من هستند

وقتی نا امیدی مرا تنها نمی گذارد

وقتی تنها منم و غم ها

چجوری از غم ننویسم ؟

چجوری از امید بنوسیم وقتی امیدی ندارم ؟

اصلا به چی امید داشته باشم ؟

به آدم ها که فقط با من بازی می کنند

یا به دنیا که بی وفایی رسمشه ؟

به چی ؟

به کی؟

http://s1.picofile.com/file/7897302468/%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF.jpg

بعضی چیزها رو باید بنویسم ...

نه برای اینکه همه بخونن و بگن عالیه ...

برای اینکه خفه نشم ...

***********************************

خب دوستان این آپ برای من ویژه است

حالا ازتون خواهش می کنم به ادامه مطلب برید


برچسب‌ها: سفر کربلا, کنکور, گریه

ادامه مطلب

[ جمعه 25 مرداد1392 ] [ 12:7 ] [ محسن ] [ ]

شهادت حضرت علی ( ع )

سلام

نه فقط مسجديان سر به گريبان تو اند

نخل و چاه و شب و صحرا همه گريان تو اند

دامنت با چه گنه سرخ شد از خون سرت

ای كه خلق دو جهان دست به دامان تو اند

ای به خون خفته بگو كيسه خرمات كجاست

فقرا منتظر سفره احسان تواند

كودكانی كه گرسنه همه رفتند به خواب

به عزيزان تو سوگند عزيزان تواند

نخل ها در عطش اشك تو بردند به سر

چاه ها منتظر ناله پنهان تواند

اختران شيفته حال نماز شب تو

كوه ها منتظرنغمه قرآن تواند

اشك مظلومی تو می چكد از ديده ما

پاره های دل ما برگ گلستان تواند

آسمان ها همه گريند به مظلومي تو

عرشيان سوخته سينه سوزان تواند

گيسوی حور پريشان شده در باغ بهشت

نه فقط زينب و كلثوم پريشان تواند

نه دل "ميثم" دلسوخته ای جان جهان

هر چه دل هست همه زائر ايوان تواند



برچسب‌ها: حضرت علی

[ پنجشنبه 3 مرداد1392 ] [ 16:55 ] [ محسن ] [ ]

زمان کودکی

می خواهم برگردم به روزهای کودکی

آن زمان ها که  پدر تنها قهرمان بود

عشــق ، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین ، شـانه های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم ، خواهر و برادر های خودم بودند

تنــها دردم ، زانو های زخمـی ام بودند

تنـها چیزی که میشکست ، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ ، تا فردا بود


برچسب‌ها: کودکی

[ چهارشنبه 2 مرداد1392 ] [ 12:2 ] [ محسن ] [ ]

دوست مجازی عزیزم


به سلامتی دوست چه مجازی چه حقیقی .........

اسمش را میگذاریم دوست مجازى

اما آن سو یک آدم حقیقى نشسته...
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفى کند
وقتى دلتنگى ها و آشفتگى هایش را مینوسد
وقت میگذارد برایم...
وقت میگذارم برایش...
نگرانش میشوم...
دلتنگش میشوم...
وقتی در صحبتهایم به عنوان دوست یاد میشود مطمئن میشوم
که حقیقیست...
هرچند کنار هم نباشیم...
هرچند صدای هم را نشنیده باشم...
من برایش شادی و سلامتی آرزو دارم هر کجا باشد



برچسب‌ها: دوست مجازی

[ سه شنبه 25 تیر1392 ] [ 6:36 ] [ محسن ] [ ]

دلتنگی

سلام

دوستای گلم من برگشتم

نماز و روزهاتون قبول باشه

از این هفته به بعد سعی می کنم هر 10 روز یکبار آپ کنم

تقریبا 33 روز دیگه کنکور دارم برام دعا کنید که رتبه خوبی کسب کنم

امروز با بقیه روز ها خیلی فرق داره

دلم خیلی برا حرمش تنگ شده

از وقتی آهنگ بغض مهدی احمدوند را گوش دادم دلم هوایی شده

اسلام علیک یا علی بن موسی الرضا

**************************************************************


لینک دانلود آهنگ بغض

 

متن آهنگ بغض

حسرت دیدن گنبد طلا حرمت

داره مثل بغضی کهنه به دلم چنگ میزنه

اونقد از تو دور شدم که این روزا حس میکنم

غم غربت یه دنیا روی شونه ی منه

اونقد از تو دور شدم که این روزا حس میکنم

همه ی جهان فقط قد یه زندونه برام

من که عمریه هوایی یه بار دیدنتم

بگو پس کی نوبت من میشه پابوست بیام

میدونم پاتوق هرچی دلشکستس حرمه

هر کی از غربت این زمونه خستس حرمه

هر کی از دنیا بریده این روزا سمت توه

هر کی هر چی که دره به روش بستس حرمه


برچسب‌ها: مهدی احمدوند, امام رضا, دلتنگی

[ شنبه 22 تیر1392 ] [ 15:28 ] [ محسن ] [ ]

کمک کردن

سلام

حرف خاصی ندارم

فقط در این روز ها ( نزدیک سال نو ) حواسمون به افراد اطرافمون باشد...

 

jpeg.jpg



برچسب‌ها: نوروز, کمک کردن, حاجی فیروز

[ پنجشنبه 3 اسفند1391 ] [ 1:49 ] [ محسن ] [ ]

اعتماد

همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد:

که چـــــــــرا !!!

اعتماد نگاه دیگران به تن ِ زن ختم می شود!؟

مگر زن خلاصه شده در همین یک بدن؟!

دوست دارم تنش را بپوشاند از گل و لای از منفورتریــــن چیزها...

... آنگاه دریابم که بـــاز اعتماد نگاه تو به آن ختم می شود؟؟!!!

کاش او را برای مهربانی قلبش می خواستــــی...

نـــه آنکه فقط شب را با تو به سر کنـــد !!!

تو تمام قلب این زن را تسخیــر کردی...

ولی فقط پیچ و تاب تنش زیباست؟؟؟

چـــــــــــــــــرا لبخنــــــــدش را نمی بینــــــــــــــی که از سردی ِ نگاهت بر روی

لبانــــــــــــــش یــــــخ زده ...................


برچسب‌ها: عاشقانه ها

[ سه شنبه 24 بهمن1391 ] [ 1:59 ] [ محسن ] [ ]